Davat

 

 

نگاهی به یک ترجمه از:  فصلنامه ی باران، شماره سوم، پاییز ۱۳۸۲ ،(ص ۸۴-۷۸)

کوروش معتضدی

 

آقای قاسمی عزیز 
با درود،
نقد گونه ای در باره ی یک ترجمه  در بخش "
مطالب دندانگير رسانه های ديگر "  دوات  را به همراه این نامه می فرستم. این متن پیش ازاین به شکل دیگری  درخبرنامه
ی  گویا چاپ  شده است.  تلاش کردم تا با بازنویسی آن مناسب چاپ در دوات شود. این  یاداشت تنها پیشنهادی برای توجه بیشتربه کار ترجمه است.
همین جا از دوستان هنرمند و نویسنده که با تمام مشکلات و گرفتاری های روزانه ی زندگی با گرداندن سایت های ادبی و انتشارفصلنامه ها این اجاق را روشن نگه می دارند تشکر می کنم.  این تلاش ها شاید  وحشت کابوس های شبانه برای دوستان نویسنده وهنرمندی که
دراین سال های خلافت جهل و سیاه 
با طنابی دورگردن زیر پلی یا کنار جاده ای متروکه افتاده اند را اندکی کاهش دهد.
با احترام
کورش

 

 

بدون شاعران فلسفه وجود ندارد (  و هیچ تفکر زنده ای در ترجمه ها دیده نمی شود) 

برگرفته از متن ترجمه ص ۷۹

 

برای نشان دادن حد امانت در ترجمه(تفاوت معنایی) و میزان دقت سردبیر در ویراستاری متن(ضعف های دستوری، نگارشی)  چند صفحه از این ترجمه را برای نمونه بررسی می کنم.  در زیرنویس پایان متن فارسی می خوانیم که این گفتگو به زبان انگلیسی انجام شده و در شماره ۶۹  نشریه   Radical Philosophy  ژانویه - فوریه ۱۹۹۵  در لندن منتشر شده است. من نیز ازهمین متن استفاده می کنم .

همه جا نشانه ی   متن منتشره در فصلنامه ی باران  و نشانه ی پیشنهاد من است.

 

1-  درمقدمه ای براین گفتگو(معرفی مختصر گادامر، زمان وچگونگی انجام مصاحبه- که کاملن حذف شده است -) صفحه ۲۷ متن انگلیسی  می خوانیم :

This interview is based on a conversation in English which took place in Heidelberg in October 1993. The interviewers were Christiane Gehron and Jonaton Re'e.

 

 - حذف نام مصاحبه کننده گان(    Christiane Gehron and Jonaton Re'e)  و زمان گفتگو (اکتبر ۱۹۹۳ )  بی دقتی مترجم و سردبیر را می رساند . وقتی ندانیم که Christiane Gehron کیست وچرا یک سال واندی بعد( فوریه ۱۹۹۵ ) وقتی متن گفتگو چاپ می شود زمان گفتگو را به همان شکل رعایت می کند و در کنار واژه های معادل انگلیسی، واژه آلمانی را می نویسد. هرجا خواستیم   واژه های آلمانی را حذف می کنیم.

(p 29,ص ۷۹ )

The Nullpunkt, the zero point 

( p 35, ۸۴ص ) 

a heile welt, a blessed world.

 ( p 28, ص ۷۸ )

to be ehrlich, to be sincere.

 

 وهرجا خواستیم زمان حادثه را تغییر می دهیم:

Nevertheless ..... , as is happning in the balkans at the moment.

  به هر تقدیر.... آنچه در بالکان اتفاق افتاد

   با این  وحود... آنچه که در حال حاضر در بالکان جریان دارد.

 

  -۲  وقتی  نشانه های نقل قول، پرانتز و دو عبارت آلمانی  را حذف می کنیم این احتمال است که خواننده ی فارسی زبان " بررسی های منطفی " را به لهجه ی اروپای شرقی  هوسرل ربط دهد و نه به راست گو بودن

(p 28, ص ۷۸)

: ' I would like to be a honest philosoper, ein ehricher Philosoph sein.'( His pronunciation was somewhat east-European - ' einühlicher Philososoph.)

 

   ◙   دوست دارم فیلسوفی راست گو باشم، لهجه ی او تا اندازه ای به اروپای شرقی می خورد. وهمان طور که می دانید اواین کار را با بررسی های منطقی آغار کرد.

 "   ◘   دوست دارم فیلسوفی راستگو باشم، " ein ehricher Philosoph sein  و همانطور که می دانید این کار را با  بررسی های منطقی  آغاز کرد

 ) لهجه اش تا انداره ای  به اروپای شرقی ها می خورد(einÜhlricher Philososoph - . 

 

 - ۳ تفاوت معنایی:

( p 28, ص ۷۸)

I always taught the introductory courses myself.

 

    من همیشه در مورد معرفی محتوای درس هایم فکر می کنم

    من همیشه کلاس های مقدماتی را خودم درس می دادم

 

 - در پرسش و پاسخی در باره ی  دانشگاه مدرن، آموزشو نوآموزان،)  taught  آموزش دادن) را باthought  (فکر کردن (اشتباه می گیرد و به جای نگاه کردن به واژه نامه ی بغل دستش برای introductory courses )دروس پایه، کلاس های مقدماتی (محتوا می سازد.

( p28,ص۷۸ )

At the moment it is a topical issue again,and I am often debation with Derida and The french Scence 

 

  در لحظه ای که دوباره مسایل به روز مطرح است، و اغلب من با دریدا و فرانسوی هایی که قشقرق به پا می کنند بحث وتبادل نظر می کنم،

  در حال حاضردوباره این مسله ی روزشده است، و من اغلب با دریدا و امثال او درصحنه فلسفی فرانسه، بحث می کنم

-  اینجا سردبیر می توانست  به قشقرق فرانسوی ها پایان دهد و به مترجم بگوید عبارت:

 Derida and The French Sceneمانند  Foucault and The French Sceneنزد فیلسوفانی که زبان اول آنها فرانسوی نیست با) to make scene  قشقرق به پاکردن(چه تفاوتی دارد.

( p 28, ص۷۸ )

Gadamer:...But he was driven by  a desire to be correct and precise not only in mathematical work but in lifework as well. so he had to extend his meditations about this idea of precision in finding the trouth.

 

   گادامر: منتها به خاطر اشتیاقش نه تنها در کار ریاضی بل که درزنده گی دقیق و حساب شده عمل می کرد از این رو مجبور بود تاملات خویش را در دقت یافتن حقیقت گسترش دهد

 

  گادامر:  او را اشتیاقی به درست و دقیق بودن نه تنها در کار ریاضی بلکه به همان انداره در( کار) زندگی راه برده است(به پیش رانده است)،  بنابراین مجبور بود که تاملات اش را در باره ی این ایده ی  دقت به یافتن حقیقت گسترش دهد.

-  می توان پرسید  به خاطرکدام اشتیاق اش؟ و اینکه هوسرل در زندگی حساب شده عمل می کرد به فارسی یعنی چه؟

 

From him we un-learn our confidence that we could rech this highest goal, of sincerity

  ... از او آموختیم که اعتماد به صداقت و صمیمیت به مثابه والاترین هدف را به فراموشی بسپاریم

 

... با او اعتماد (باور) خود را به توانایی رسیدن به این هدف غائی - صداقت و صمیمیت- ازدست دادیم (فراموش کردیم)

-  همین گفت و گو نشان می دهد که  گادامرتا اواخر عمرش اعتمادش را به صداقت و.. فراموش نکرده بود ولی همه ی ما باورخود رابه توانایی رسیدن به این هدف از دست داده ایم.

 

RP: ..Towards the end of his life Husserl wrote about being someone who has lived through a philosophical existence in all its serousness. 

 

  هوسرل تقریبا در اواخرعمر خویش در باره ی هستی انسانی نوشت که به طور جدی در هستی فلسفی زیسته بود.

هوسرل در اواخرعمرش  درباره ی  وجود کسی نوشت  که در یک هستی فلسفی با تمام جدیت اش زیسته بود.

- گویا کسانی هم هستند که بطور شوخی در هستی فلسفی زیست می کنند.

( p 28, ص۷۹ )

I remember my first experiences of receiving a transcript. I thought : this is impossible - The machine was not paying attention. Surly I said much more than that! So then I have to add what  else I had in mind when I was speaking.

 

   اولین تجربه ام را به یاد دارم فکرمی کردم صحبت کردن تو این دستگاه ناممکن است. بی تردید صحبت های من طولانی تر از دست نوشته ها بود برای این مجبور بودم مسایلی را به صحبتم اضافه کنم

 

 اولین تجربه ام  وقتی متن (ضبط شده)  را  دیدم به یاد دارم . فکر کردم این امکان ندارد. این دستگاه حواسش جمع نبوده(خوب ضبط نکرده)،  بی تردید من خیلی بیشترازاین ها گفتم! بنابراین بعد مجبوربودم چیز های  دیگری را که هنگام صحبت کردن در ذهن داشتم به آن اضافه کنم.

 

but I learned from phenomenology- with husserl  and with Heidegger - to avoid all these slogans of the tradition. ...where all these philosophical concepts had their life.

 

   من از پدیدار شناسی- به همراه هوسرل و هایدگر - آموختم که از همه ی شعارهای ضد سنت پرهیز کنم... آنجا که همه ی مفاهیم فلسفی معنای خود را داشتند.

   من از پدیدار شناسی- به همراه هوسرل و هایدگر - آموختم که از همه ی این شعارهای  سنتی پرهیز کنم... آنجا که همه ی  این مفاهیم فلسفی زندگی  خود را  داشتند.

( p 30, ص۷۹ )

 

and have always  worked on the principle that I must get into a dialogue...

...and for good reasons, articulated by DILTHEY : it  is too difficult.

 

 ... و معمولا روی اصولی کار می کنم که طبق آن باید وارد گفت وگو شوم....و به دلایلی،آن گونه که دیلتای گفته است، فلسفه مشکل است.

  ... و همیشه با این اصل که  باید وارد یک گفت و گو شد  کار کرده ام. ....و به دلایل قانع کننده ای که دیلتای  به روشنی گفته است : فلسفه  بیش از اندازه مشکل است

 

 - ۴  درازگویی های مترجم که سردبیر با دوبار خواندن متن می توانست آنرا اصلاح کند.

( p 34ص۸۳  )

 

I remember as a youngerster in Breslau, after the end of World War I, I went to a series of lectures . one  was by a social democrat, the second a communist, the thrid a democrat, and the forth a conservative. all four were excellent.

 

  به یاد دارم در سنین نوجوانی، بعد از خاتمه ی جنگ اول جهانی ، در چندین سخن رانی شرکت کردم، یکی از سخن رانی ها توسط کمونیست ها، دومی توسط سوسیال دمکرات ها، سومی توسط دمکرات ها و چهارمین توسط محافظه کاران بزگزار شده بود.هر چهار سخن رانی ، سخن رانی های درخشانی بودند ..

 

به یاد دارم در نوجوانی، در پایان جنگ جهانی اول در Breslau   در چند سخنرانی شرکت کردم، اولین سخنران  سوسیال دمکرات، دومی کمونیست، سومی دمکرات و چهارمی محافظه کار بود. سخنرانی هر چهار نفرعالی  بود.

( p 29, ص۷۹  )

 

Gadamer: well, the philosophical text must be an instrument for us- like all other works of art too. both are meditations about humen existence, about the mystery of life, the mystery of dead, the mystery of infinite extention of the universe, and so on and so on. well there is a very populer prejuicem that philosophy is just a speciality of philosophers. but that is erroneous.

 

  خب، متن فلسفی باید وسیله باشد- همین طور دیگر آثارهنری. هر کدام از آن ها تاملاتی هستند درباره ی هستی ی بشری ، رمز وراز زنده گی، اسرار مرگ و رمز و راز ادامه ی لایتناهی جهان و کذا وکذا. البته یک پیش داوری ی خیلی همه گانی هم وجود دارد مبتی بر این که فلسفه تنها ویژه ی فیلسوف هاست در حالی که این تصور خطاست.

 

خب، متن فلسفی مانند دیگر آثار هنری باید برای ما وسیله باشد.  هردو تاملاتی  درباره ی هستی بشری هستند،  تاملاتی در باره ی  رمزو راز زند گی، مرگ، گسترش لایتناهی جهان و و و. البته این یک پیش داوری خیلی همگانی هست که فلسفه فقط کار فیلسوف هاست ولی غلط است. (ولی پیش داوری غلطی است)

 

 ۵-  بی دقتی در انتخاب واژگان و ساخت عبارات :

 -  انتخاب واژه کذا وکذا ( حاکی از طنز وتحقیر) وقتی از  زندگی ، مرگ و ... صحبت می کنیم !

 ص ۸۳   نیروی محکم طییعت به جای  نیروی سمج (لجباز) برای  insistent force

ص۸۰  صعود از نردبان ( که شاید نردبان اش خیلی بلند بوده )    

ص ۸۲  و تکنولوژی اتمی دوران طفولیتش را می گذراند

ص ۷۸  وقتی گادامر  والله  می گوید  و فلسفه چیزی گنگ و مبهم می شود .  برای  recondite (پیچیده ، مشکل، اسرار آمیز)

 ص ۸۳ اعتقاد مشترکی بر وجود پاره ای مشکلات و شرایط همه گانی موجود است

باور مشترک این است که  پاره ای مشکلات و شرایط همگانی وجود دارد

 

ص۷۹  .. .برای این که به انداره ی کافی به پیش داوری های خود آگاه نیستند- یا نسبت به متفکرینی که به تراز خودشان هستند

  .... به پیش داوری های خود آگاه نیستند و یا چیزی در باره متفکرین برتر ار خود نمی دانند 

 

 

با احترام

اسفند ۱۳۸۲

  کورش  .م

صفحه‌ی نخست

داستان

شعر

مقاله

نمايشنامه

گفت و گو

طنز

مواد خام ادبی

درباره‌ی دوات

تماس

 

 

     

بازچاپ مطالب دوات ممنوع است؛ مگر با ذکر مأخذ و لینک به سایت دوات

برگشت