برنار ماری کلتس

در خلوت پنبه
زارها
و
گزارشی از زندگی
و آثار برنار ماری کلتس
ترجمه محمود
مسعودی
اشاره :
در مورد
کلتس هرچه را بايد گفت مسعودی در مقدمهاش گفته
است به تمام. میخواهم، فقط به يکی دونکته اشاره
کنم، به نيت ترغيب.
1 ـ به گمانم، کلتس يک
شکسپير معاصر است. نه به لحاظ کميت کار، که عمرش
کفاف نداد، به خاطر نوع نگاه. اين را شايد در
کارهائی مثل «سالينجر» يا « بازگشت به کوير»
راحتتر بشود ديد تا مثلاَ در « در خلوت پنبه
زارها » که اين نوع نگاه به عمق می رود، پنهانتر
میشود؛ و طبيعتاَ ظريفتر و شخصیتر.
2 ـ چند سال پيش،
در
مصاحبه با عصر پنجشنبه، گفته بودم «
يکی از مشکلات
نويسندهی خارج از کشور اين است که از لحظهای که
شروع میکند به فکر کردن در زبان کشور محل اقامتش
(در امر فراگيریی زبان اين مرحلهايست عام و
اجتناب ناپذير) به وقت نوشتن، بسيار پيش می آيد که
مثلاْ به فرانسه فکر کند و به فارسی بنويسد. اين
امر برای نويسندگانی که زبان دغدغهشان نيست تبديل
می شود به يک معضل دست و پاگير [...] در عوض،
نويسندگانی که دغدغهشان زبان است سعی میکنند به
اين امر( فکر کردن به زبان کشور محل اقامتشان) به
عنوان يک منبع الهام نگاه کنند، و ببينند چه امکاناتی
را میشود از اين زبانها گرفت و تزريق کرد به
زبان فارسی و وسعت داد به امکانات آن.»
ترجمه مسعودی از
« در خلوت پنبه زارها » يکی از
درخشانترين نمونههای اين نوع رفتار با زبان است.
گفتم «يکی از درخشانترين» و بايد میگفتم
درخشانترين. چون عرصهی کار در اينجا ترجمه است
نه تأليف. يعنی حضور ساختارهای ذهنی نويسندهی
فرانسوی زبان امريست مدام، چالش های مترجم فارسی
هم با اين ساختارها امريست مدام. به اين دليل،
ترجمه ی سربلند مسعودی از اين متن کلتس کمک مهمی
است به پيشبرد زبان فارسی.
دوات
در خلوت پنبه
زارها (PDF)
گزارشی از زندگی و آثار
برنار ماری کلتس
(PDF)