Davat  
   

صفحه‌ی نخست

داستان

شعر

مقاله

گفت و گو

طنز

مواد خام ادبی

درباره‌ی دوات

منتشر شد:

معمای ماهیار معمار
رضا قاسمی

حرکت با شماست مرکوشیو!
 رضا قاسمی
 

تماس

 

  
نقدی بر سخنرانی ليلا صادقی در ترکيه
شادی دانا

 اشاره:
چاپ دیدگاه های یک نویسنده یا چاپ ایرادهای دیگران بر دیدگاه های یک نویسنده صرفاَ به منزله ی فراهم کردن فضای نقد است و لزوماَ بازتاب آرای دوات نیست.
دوات


جناب آقای رضا قاسمی
گردانندة محترم سايت اينترنتی دوات
با سلام!
مطلبی که در ادامه می آيد، يادداشتی بر سخنرانی خانم ليلا صادقی داستان نويس است که به تازگی در هفته فرهنگی ايران و ترکيه با عنوان"همسايه در بگشا" شرکت کرده و در آنجا پيرامون "ادبيات زبانی" سخنرانی ايراد نموده است. علت ارسال اين مطلب برای شما، رفتار بی طرف اين سايت ادبی در انعکاس نظرهای متفاوت است.
من خانم صادقی را هرگز از نزديک نديده ام. فقط چند تايی از داستان های ايشان را در وب لاگشان خوانده ام. اين يادداشت هيچ ربطی به داستان های ايشان و يا نظر و سليقه من در باره آنها ندارد که آن بحثی جداگانه است. خانم صادقی و هر شرکت کننده ديگری در هر کنفرانس يا نشست فرهنگی قطعا حق دارد نظر خود را درباره هنر، ادبيات، سياست، پزشکی، آناتومی، سلاحهای هسته ای و آبياری قطره ای به عنوان نظر شخصی خود بيان کند و قضاوت را عهده مخاطبان فارسی زبان يا غير فارسی زبان بگذارد. قطعا نگرانی من از آن بابت نيست که همه شنوندگان خطاهای احتمالی را به پای تمام نويسندگان و اهل فرهنگ ايرانی بنويسند اما حداقل انتظار من اين است که:
اول- بهتر است يک بار برای هميشه نويسندگان و شاعران ايرانی اعم از کهنسال و ميانه سال و جوان و غيره به اين نکته واقف شوند که الزاما هر نويسنده ای( در اين جا البته منظور از نويسنده قطعا کسی است که چيز می نويسد فارغ از ارزش ادبی نوشته اش) لازم نيست در حوزه فلسفه، نقد يا تفسير يا دفاع از ژانر مورد علاقه اش پيش قدم شود. وارد شدن در هر کدام از اين حوزه ها احتياج به ابزاری تخصصی دارد که انتظار نيست هر نويسنده يا شاعری به آنها مجهز باشد. در حقيقت ساليان متمادی است که در غرب و کشورهايی که از آنجا نمونه برداری صحيح انجام داده اند رشته هايی بسيار تخصصی به منظور پرورش افرادی که از عهدة برقراری پيوند بين فلسفه و هنر و زبان و ادبيات بر بيايند در دانشگاهها و مراکز علمی ديگر تشکيل می شود. در ممالکی مثل ايران در فقدان منتقد حرفه ای و فيلسوف حرفه ای و زبان شناس حرفه ای و خيلی از حِرَف ديگر، دوستان داستان نويس يا شاعر خودشان قبول زحمت کرده و به اين وادی پای نهاده اند. البته در دنيا نيز نمونه ها و مثال های موفقی از ادغام داستان نويس و تئوريسين داريم. مطلب ما هم بر سر اين نيست که چرا کسی به خود جرات داده و در وادی تئوری ادبيات حرفی زده يا جايی سخنرانی کرده است. بحث بر آن است که اگر دوستان عزيز هوس ورود به اين وادی را دارند بايد تمام و کمال وارد شوند وگرنه اتصال چند جمله و پاراگراف نصفه نيمه از اين طرف و آن طرف هيچ آبرويی برای ادبيات فارسی ارمغان نمی آورد.
دوم- اگر جسارت نباشد می خواهم به دوستانی که اين روزها به کنفرانس ها و جشنواره های مختلف دعوت می شوند پيشنهادی بدهم. اگر من جای شما بودم در اين نشست ها سعی می کردم اثر خودم را (شعر، داستان يا بخشی از رمان) ارائه کنم و قدم در راهی نگذارم که خيلی زود خالی بودن دستم برای مخاطب ورزيده مشخص شود. وقتی مخاطب با يک اثر در حوزه ادبيات مواجهه می شود معمولا بخشی از قضاوتش در حوزه سلايق شخصی قرار می گيرد و به راحتی و در يک نشست نمی تواند در باره داستان شما قضاوت کند. اما وقتی در يک سخنرانی مطالبی را که پشتوانه علمی و تحقيقی درست و درمانی ندارند به هم اتصال دهيم هر هوش متوسطی می تواند بر ما خرده بگيرد. اما اگر به زور و خواهش برگزارکنندگان اين نشست ها مجبورمان کردند سخنرانی مبسوطی در حوزه ادبيات فرا پست مدرن يا زبان شناسی وفمينيسم و يا اقسام شناسی های ديگر ارائه دهيم، بد نيست مانند تمام ممالک دنيا، سخنران برای خود مشاوری انتخاب کند و يا قبل از ايراد سخنرانی آن را به دست ويراستاری بسپارد و به يکی دو منبع و مرجعی که بتوان از آن برای مخاطب غير فارسی زبان چشم و گوش باز مثال آورد مراجعه کند. منظورم از منبع و مرجع قطعا کتاب های ترجمه ای دست چندم نيست که در آنها کسی روايت می کند که به قول يکی از شاگردان فوکو در کتابی که محققی بر حاشيه تفسيرهای محقق ديگر بر آرای ميشل فوکو نوشته، نظر ايشان اين بوده است و آن نبوده است.
سوم- برای آن که بدون نمونه و مثال حرفی نزده و قضاوت را از خوانندگانم دريغ نکرده باشم بخشی از سخنرانی خانم صادقی را از خبرگزاری ايسنا به تاريخ دهم خرداد ماه سالجاری عينا نقل می کنم:
"ادبيات زنانه، ادبياتي نيست كه بوسيله زنان نوشته شود يا زندگي زنان باشد، بلكه ادبيات زنانه ادبياتي است كه زبان محور باشد. چرا كه ذهن و زبان هر يك از لحاظ جنسيت زباني دو جنس متقابل به شمار مي آيند. ذهن در زبان هاي مختلف غالبا مذكر و واژه زبان غالبا در اوستايي، فرانسه، عربي، چك و غيره مؤنث است. ادبياتي كه زبان موضوع اصلي آن است، ادبياتي زنانه است كه زبان از طريق مادر و زن به انسان آموخته مي شود، چرا كه زبان نمودي مؤنث است كه به سمت تكثر معنايي پيش مي رود و اثر را از يك معنايي و حتا محدوديت معنايي دور مي كند.
ادبيات فمنيسم زير مجموعه ادبيات اعتراض به شمار مي آيد و ادبيات زنانه، در ماهيت همين ادبيات زبان محور است كه زبان در آن جنس دوم نيست، بلكه حرف اول را مي زند."
خوب ظاهرا منظور خانم صادقی اين است که چون در زبان هايی نظير فرانسوی و اوستايی و عربی کلمه "زبان" جزو کلمات مونث است پس اصولا مساله زبان يا اساسا ذات زبان دارای يک هستی مونث است و اين هستی مونث در برابر ذهن که يک هستی مذکر دارد قرار می گيرد. پس لابد ادبياتی که مساله اصلی آن زبان باشد ادبيات زنانه و ادبياتی که مساله اصلی آن ذهن باشد ادبيات مردانه يا مردسالارانه خواهد بود! بله به همين راحتی. بعد هم در ادامه می فرمايند چون زبان از طريق مادر به انسان آموزش داده می شود پس حتما حتما زبان يک عنصر مونث است!
اين طور نتيجه گيری در حوزه زبان شناسی خيلی جرات و جسارت می خواهد. البته اگر آدم اطلاعی از عمق موضوع داشته باشد و گرنه تا به حال ارتباط دقيقی بين اسامی مذکر و مونث در زبان های عربی ، فرانسوی، اسپانيايی، ايتاليايی و ساير زبان هايی که اسامی در آن ها مونث و مذکر دارند با هستی مردانه و زنانه برقرار نشده و اگر هم کسی قائل به وجود اين ارتباط باشد مساله با يک جمله سرسری حل نمی شود. اين جور تقليل دادن بحث های زبان شناسی به اولين نشانه های دم دست معمولا حاصل ذوق زدگی يا هيجان زدگی است. اگر به قول ايشان زبان يک نمود مونث است که به سمت تکثر معنايی پيش می رود پس تکثر معنايی ذاتا در زبان هست( زبان در هر مرتبه ای اعم از زبان علمی، زبان رياضی، زبان ادبی و غيره) بنابراين انقدر حرص و جوش خوردن برای اين که اثر ادبی دارای لايه های مختلف معنايی باشد بيهوده است. از طرف ديگر جای اين سئوال باقی می ماند که به فرض اگر ذاتی مونث برای زبان( کليه انواع زبان) قائل شويم چرا الزاما يک ذات مونث به سمت تکثر و چند معنايی حرکت می کند؟ چرا يک ذات يا هستی مونث نمی تواند به سمت تک معنايی و محدوديت معنا برود؟ يعنی اگر تکثر خصوصيت هر ذات مونثی است و زبان هم به گفته ايشان ذاتا مونث است پس بحث زبان مردانه يا تک معناچه می شود؟
از اين تناقضات در سخنرانی ايشان فراوان است. ليلا صادقی نويسنده جوانی است که اصلا از او انتظار نمی رود آموخته اين مباحث باشد. کاش به جای ورود به حوزه های نامعين و نامشخص به قرائت يکی دو متن داستانی اکتفا کرده و مخاطبان را با آثار خود آشنا می کرد.

برای خواندن سخنرانی لیلا صادقی اینجا را کلیک کنید

 

بازچاپ مطالب دوات ممنوع است؛ به مطالب دوات فقط می توانید لینک بدهید.

برگشت