گرداننده : رضا قاسمی Davat
    نشريه ادبی

صفحه‌ی نخست

مقاله

داستان

شعر

گفت و گو

نمايشنامه

طنز

مواد خام ادبی

درباره‌ی دوات

تماس

دعوت به مراسم
 کتابخوانی

 

 

امین قضایی
آدرس دهی -  تاریخ زدایی از حافظه
 

آدرس ها فرمهای بدون تاریخ اند حافظه دیگر درخدمت به خاطر سپاری و ثبت تاریخی نیست . حافظه در خدمت به کارگیری  آدرس هاست . آدرس ها حافظه ها را در شبکه ها باقی نگاه می دارند  آدرس ها با شبکه ها سر و کار دارند ونه با تاریخ . انها صورت های محض اند مشتی عدد چند داده  مشتی  اطلاعات محض اشکال مختلف دانش  که بیشتر از انکه دانش باشند مجراهای ورودی اند.  مانند آدرس هایی که مغزهای کامپیوتری برای ثبت در حافظه خود به کار می گیرند . ما نیز مانند کامپیوترها حافظه خود را برای ثبت آدرس ها به کار می گیریم .اما همیشه آدرس ها با تکنولوژی و سرعتهای محض ان سر و کار ندارند.  آدرس ها با شبکه ها مرتبط اند و هر فردی برای باقی ماندن در شبکه می بایست آدرس ها را به کار گیرد . آدرس ها سوژه ها را شناسایی می کنند. سوژه انسانی که نتوان آن را توسط آدرس شناسایی کرد از شبکه حذف خواهد شد و بنابراین چنین سوژه ای از بین می رود . آدرس ها برای یایگانی کردن چه تکنولوژیکی باشند و چه بدوی همه و همه در خدمت شبکه های خود هستند. اگر برای وقایع تاریخی  و برای داد ه های تاریخی شخصیت هر واقعه  منحصر به فرد است  برای آدرسها هیچ شخصیتی وجود ندارد . انچه برای آدرسها مهم است یونیک(منحصر به فرد) بودن است . خیابانی با پلاک های تکراری یک نویز(اختلال) است  و توان آدرس دهی بدون اشتباه را می کاهد. هر واقعه تاریخی و هر مرحله تاریخی تمایز خود را در کیفیات درونی شده و منحصر به فرد خود با دیگری باز می یابد . اما میان آدرس ها هیچ اختلاف ذاتی و بنیادینی نیست اختلاف انها به سادگی اختلاف عددها است.

هیچ آدرسی در تاریخ به کار نمی رود انها برای تاریخ صرفا مکان سنجی های زود گذر در شبکه هاییی از موقعیت های ساختاری – اجتماعی اند که علت ها و نیازهای کلی تری دارند. اما آدرس ها و حافظه ای که برای انها به کار می رود هیچ علت و هدفی را شناسایی نمی کنند انها حتی مغزهای خود را هم ابزاری نمی کنند. آدرس یک داده مصرفی محض است انها توسط مغز هوشمند در  فراشبکه کنترل و هدایت نمی شوند انها در شبکه رها می شوند واگذار می شوند و حتی فراموش می شوند. آنچه در تاریخ فراموش می شود دیگر وجود نخواهد داشت اما انچه در شبکه ها آدرس دهی می شود فقط برای ان است که فراموش شود. این به حافظه سپاری نه برای فراموش نکردن بلکه برای از یادبردن است. از این رو آدرس ها تکثیر می شوند . هیچ کنترل و تصمیم گیری  منسجمی برای ورود  و یا عدم ورود به شبکه وجود ندارد هر واحدی به سرعت آدرس دهی می شود  و با آدرس دهی در حافظه های ابژکتیو چون یک دفتر حساب و چون یک حافظه الکترونیکی فراموش می شوند . بنابراین شبکه گسترش می یابد . شبکه با آدرس ها سر و کار دارد و نه با چیز دیگری شبکه تنها آدرس ها را می شناسد و هیچ کنترل و هدایت مستقیمی بر هیچ چیزی ندارد و دقیقا همین از یاد بردن است که از حافظه یک ضد حافظه می سازد . من این را حافظه ابژکتیو می نامم . حافظه ای که در واقع با ثبت کردن فراموش می کند. حافظه ابژکتیو نه خوداگاه است ونه ناخوداگاه و هیج توانی ندارد. در واقع یک دفترچه تلفن معمولی چنین حافظه ای است.  این حافظه ها قبلا هم وجود داشتند اما اهمیت شناخت شناسانه کنونی را ندارند آنها تاریخ را از بین برده اند انها سوژه ها را دستکاری می کنند (مانند مثال کارت شناسایی) انها به سرعت مکان سنجی می کنند.  انها تکثیر می شوند منفجر می شوند متحول می شوند و حتی چون یک نویز(مخل) مزاحم می شوند . شناسنده وقایع تاریخی ارتباط های میان وقایع و نوع وقایع و صحت و سقم شان را بررسی می کند . در اینجا شناختی کاملا پیچیده صورت می گیرد . انبوهی از استدلال ها و نظریات و تزهای گوناگون و البته تفسیرهای گوناگون انجام می شود. اما برای شبکه و آدرس دهی  انچه انجام می شود تنها یک مدیریت سطح بالا است مدیریتِ آدرس ها دورانداختنِ انها و یا کنترل امنیت انها. اپراتوری محض. چنین مدیری فقط یک اپراتور داده ها است که هیچ چیز نمی داند حتی یک احمق هم چنین توانایی هایی دارد.

 

به سادگی نمی توان گفت که حافظه های ابژکتیو – شبکه – آدرس ها جایگزین  تئوری ها – تاریخ  و وقایع تاریخی شده اند . میان آنها همیشه نوعی درگیری است . آدرس ها  وشبکه ها بدون وجود ارزشگذاری های پیشینی داده ها چون وقایع تاریخی نمی توانند حضور یابند همچنان که تبلیغات تلویزیونی بدون وجود برنامه های تلویزیونی. انها صرفا و یبا فعلا حضورهای انگلی دارند . حافظه های ابژکتیو و آدرس ها در واقع شناسایی شبکه ای را جایگزین شناخت تاریخی می کنند. در جنگ میان شناخت و شناسایی  همواره شناسایی پیروز نیست. اقتصادی که آدرس ها را توزیع می کند و شناسایی را ارزشگذاری می کند همیشه مورد علاقه بورژوازی است : علاقه بورژوازی به روایت های پلیسی نه به خاطر هیجان های ان است بلکه بیشتر علاقه به قهرمان سازی شناسایی ها و یافتن آدرس ها و کدهای رمزی شده روایت پلیسی است. شرلوک هولمز با ذره بینی به جستجوی  مدارک جرم تصویر خنده داری است که اهمیت جزئیات و داده ها را چون رد ها  نشان میدهد . حقیقت ( چون یک راز ) برای روایت پلیسی با در کنار هم گذاردن جزئیات حاصل می شود. همین جزئیات حقیقتی که پیشتر به وقوع پیوسته را آشکار می کند.  بنابراین در کوچکترین روایتها ی بورژوازی نیز این ستیز دیده می شود ستیزی میان این عقیده بورژوازی که هر چیزی یک آدرس است  و این داده ها و اطلاعات در شبکه ها است که ارزش دارد و عقیده دیگری که سعی می کند کلیات دیالکتیکی را دریابد . روایت پلیسی بازی آدرس هاست . گیز شناسا چون چشم های زیر ذره بین یک پلیس به تصویر کشیده می شود. تصویرهای کامپیوتری که به کمک آدرس های شاهدان از تبه کاران کشیده می شود این روایت مورد علاقه بورژوازی است برای انکه نشان دهد هر حافظه ای از واقعه ای قابل تبدیل و وتحقق در شبکه های داده های چهره پردازی  است.  کنارهم قرار دادن اجزای صورت تبه کار و اجزای یک روایت معنا و حقیقت را شکل می دهد . این اسطوره بورژازی عصر ما از شبکه ها و آدرس ها است.

 

 
   

بازچاپ مطالب دوات ممنوع است؛ به مطالب دوات فقط می توانید لینک بدهید.

برگشت