پرونده ی ويژه
کافکا در زبان فارسی
ظهور مسیح1
ترجمه کوروش بيت سرکيس
*
مسیح خواهد آمد، آن
هم به محض اینکه دین و ایمان افراد بدون هیچگونه
قید و بندی مبتنی بر فردیتشان باشد-، نه کسی چنین
امکانی را نابود سازد و نه کسی نابودی آن را
بپذیرد، بدین سان گورها دهان باز کنند. شاید این
نیز از تعالیم مسیحیت باشد، حال چه در ارائهی
واقعی این مثال که پیروی از آن جایز است و
مثالیست مبتنی بر فردیت و چه در ارائهی نمادین
رستاخیز آن میانجی در یکایک انسانها.
**
مسیح نخست آنگاه
خواهد آمد که دیگر نیازی به او نیست، او یک روز پس
از روز ظهورش خواهد آمد، نه در روز آخر، بلکه در
واپسین روز خواهد آمد.
1. فرانتس کافکا، تمثيلات، ترجمهء کوروش
بيت سرکيس، کارلسروهه: 2006؛ مشخصات این مجموعهء
دوزبانه آلمانی - انگليسی به قرار زير است:
Franz
Kafka, Parables, Schocken Books: New
York, 1947.
توضیحات: آدمی مردهای
بیش نیست مگر به فهم خود تکیه کند و از گور
نابالغی خویش بدر آید. آن میانجی تنها زمانی در ما
ظهور خواهد کرد که با دلیری اقتداء به ایمان خویش
کرده باشیم، روزی که دیگر به او نیازی نیست.
کافکا این دو گزینگویه
را بدون عنوان در دفتری موسوم به Oktavheft G بین
اکتبر 1917 تا پایان ژانویه 1918 نوشته است.
آمدن مسیح2
مسیحا همین که عنان
گسیختهترین فردباوری در ایمان امکانپذیر گردد
خواهد آمد – هنگامی که هیچ کس نیست که این
امکانپذیری را نابود کند و هیچ کس نیست که از
نابودیاش رنج بکشد؛ از این رو گورها خودشان را
خواهند گشود. این، شاید، آموزهء مسیحی نیز باشد، و
همان اندازه در بارهء عرضهء واقعی سرمشق پیروی
کردنی – که سرمشقی فردباورانه است – راست میآید
که دربارهء عرضهء نمادین رستاخیز میانجی در فرد
یکتا.
مسیحا فقط هنگامی
خواهد آمد که دیگر بایسته نیست؛ فقط در روز پس از
ورودش خواهد آمد؛ او نه در واپسین روز بلکه درست
در همان واپسین روز خواهد آمد.
2. فرانتس کافکا،
تمثیلها و لُغَزواره ها همراه با نامه به پدر،
ترجمهء امیر جلال الدین اعلم، تهران: نیلوفر،
1383، ص 26. (احتمالاً ترجمهای است از متن
انگليسی)
بدون عنوان3
مسیح نمیآید؛ مگر
هنگامی که دیگر به آمدنش نیازی نیست. او یک روز
بعد از روز موعود خواهد آمد، نه روز آخر؛ بلکه
فرجامین روز خواهد آمد.
3. نقل قول از پیام
کافکا به ترجمهی صادق هدایت: گروه محکومین
ترجمهی حسن قائمیان همراه با پیام کافکا
از صادق هدایت، تهران: نگاه، چاپ اول!؟، 1383، ص
29.