پرونده ی ويژه
کافکا در زبان فارسی

اسکندر کبیر1
ترجمهی کوروش بیت سرکیس
میشود تصورش را کرد که اسکندر کبیر
به رغم پیروزیهای سلحشورانه در عنفوان جوانی و به رغم سپاه
بینظیری که آموزش داده بود و به رغم توانی که در خود برای دگرگون
کردن جهان میدید، به تنگهی داردانل که میرسد از رفتن بازبماند
وهیچگاه از آن نگذرد، آن هم نه به دلیل ترس، نه به دلیل تردید، نه
به دلیل کاستی در ارادهی آهنین بلکه فقط به دلیل جاذبهی زمین.
1. فرانتس
کافکا، تمثيلات، ترجمهی کوروش بيت سرکيس، کارلسروهه: اوت
2006؛ مشخصات این مجموعهء دوزبانه آلمانی - انگليسی به قرار زير
است:
Franz Kafka,
Parables, Schocken Books: New York, 1947.
توضیحات:
در سال 1831هنگام خاک برداری در پمپئی باستان شناسان به نقشی بر
روی موزائیک برخوردند که نبرد اسکندر با داریوش سوم را نشان
میداد. پردهای از این کارزار در دبیرستانی که کافکا به آن میرفت
به دیوار آویزان بود.
بر خلاف ظاهر این نبرد جهانگشایی کافکا حد و مرزی جغرافیایی نداشت
و کارزاری یکسر درونی بود چنان که در گزینگویهای مینویسد: «مرگ
در مقابلمان است، چیزی چون نبرد اسکندر روی دیوار مدرسه. مسأله این
است که ما در همین زندگی با اعمال خود چنین تصویری را تیره و حتی
اگر بشود محو سازیم.» و در جای دیگری میگوید: «از خوش اقبالی،
زمینی که بر آن ایستادهای از جای دو کف پای تو نمیتواند بزرگتر
باشد.» این قطعه و نقل قولها همه از گزینگویهها است.
i. Hartmut Binder, Kafka Kommentar zu sämtlichen Erzählungen,
München: Winkler, 1975, S. 204-208.
ii. Franz Kafka, Kritische Ausgabe: Nachgelassene Schriften
und Fragmente II, Hrsg. J. Schillemeit, Frankfurt/M: Fischer
2002. S. 121, 133, 118.
اسکندر کبیر2
ترجمهی علی اصغر حداد
تصور کردنی است که اسکندر کبیر به
رغم جنگهای پیروزمندانهی دوران جوانیاش، به رغم لشگر زبدهای که
آموزش داده بود، به رغم نیرویی که در درون خود برای تغییر دنیا
احساس میکرد، کنار تنگهی داردانل متوقف شود و هرگز از آن عبور
نکند، نه به دلیل ترس، نه به دلیل تردید و دودلی، نه به دلیل سستی
اراده، بلکه به دلیل جاذبهی زمین.
2. فرانتس کافکا، داستان های کوتاه،
ترجمهی علی اصغر حداد، تهران: ماهی، 1383، ص. 579.
اسکندر بزرگ3
ترجمهی امیر جلالالدین اعلم
تصّور پذیراست که اسکندر بزرگ، با
همهء کامیابیهای جنگی روزهای آغازینش، با همهء سپاه زبدهای که
تربیت کرده بود، با همهء توانی که در درون خودش بر دیگرگرداندن
جهان احساس میکرد، امکان داشت همچنان ایستاده بر کرانهء تنگه
هِلِسپونت بماند و هرگز از آن نگذرد، و نه از سر هراس، نه از سر
بیعزمی، نه ار روی سستارادگی، بلکه به سبب صرف وزن تن خودش.
3. فرانتس کافکا، تمثیلها و
لُغَزواره ها همراه با نامه به پدر، ترجمهی امیر جلالالدین
اعلم، تهران: نیلوفر، 1383، ص. 42.
بدون عنوان4
ترجمهی سیاوش جمادی
میتوان پنداشت که اسکندر کبیر، با
وجود کامیابیهای نظامی دوران جوانیاش، با وجود سپاه بیمثالی که
پرورانده بود، با وجود نیروهایی که برای تغییر جهان در خود میدید
امکان داشت در داردانل توقف کند و از پیمودن آن منصرف شود. نه از
ترس، نه از سر ندانمکاری، نه به علت سستعزمی، بلکه تنها به علت
نیروی جاذبه زمین.
4. بر گرفته از "گزیدهء کلمات قصار" با
مشخصات زیر: یادبود ایوب در جهان کافکا؛ همراه با آثاری از
کافکا، نویسنده و مترجم سیاوش جمادی، تهران: قطره، 1379، ص.
162.