گرداننده : رضا قاسمی نشريه ادبی

صفحه‌ی نخست

مقاله

داستان

شعر

گفت و گو

نمايشنامه

طنز

مواد خام ادبی

درباره‌ی دوات

تماس

دعوت به مراسم
 کتابخوانی

 

پترهانتكه

4 نكته درباره ی زوران موزيك و تابلوهای او

ترجمه: فرهاد سلمانيان

اشاره :
زوران موزيك در سال 1909 در شهر گورتس به دنيا آمد. پدر وي مدير يك مدرسه و مادرش معلم بود. در جواني در زاگرب به دانشكده ي هنرهاي زيبا راه يافت و با سبك نقاشي دوران متاخر اكسپرسيونيسم آشنا شد. موضوع ترسيم صحنه هاي وحشت انگيز داخاو به سال 1944 بازمي گردد كه وي به دليل ارتباط با نيروهاي مقاومت مخالف آلمان توسط پليس مخفي اين كشور (گشتاپو) دستگير شد. وي در هفته هاي پاياني بازداشت خود در داخاو؛ مخفيانه اقدام به كشيدن تصاوير مرگبار اين اردوگاه مي كند و موفق مي شود از ميان 200 نقاشي 35 عدد را نجات دهد و از آن اردوگاه خارج كند. از آن جمله مي توان تابلوي "ما واپسينان نيستيم." را نام برد.
م.

  1. روزي در گالري زوران موزيك،  نقاش اسلواني، بودم كه در محله ي زاتره ي شهر ونيز داير شده بود؛ اين گالري روبروي يك بار قرار داشت كه سال ها قبل شب ها پس از كار بر روي صحنه اي از فيلمي بنام "حركت اشتباه"  اغلب اوقات خود را در آن مي گذراندم. يا شايد هم موضوع به هيچ وجه گالري اين نقاش نبوده؛ بلكه بيشتر خانه ي ونيزي او باشد. چرا از آن ديدارهيچ رنگ و بوي خاصي جز تصوير حجيم و درعين حال خشمگين، برانگيخته و به عبارت ديگر ناآرام آن نقاش چيزي  به ياد  ندارم؟ البته همراه با همان نور وسيع و زردگونه ي شهر ونيز در بيرون اين تصوير كه در كار فرانچسكو گواردي- نقاش ايتاليايي-  به چشم مي خورد. با اين حال بايد اضافه كنم كه از ميان تمامي گالري هاي نقاشي اي كه زماني در آن ها بوده ام؛ به ندرت تصويري در خاطرم مانده و قاعدتاً جاي آن را نوري خاص يا به عبارتي نوعي خلأ وسيع، پررنگ و آرام، همراه با احساسي خاص گرفته است. شايد بپرسيد چه احساسي؟ اين احساس به نقاش آن اثر بستگي دارد. به عنوان مثال اين احساس در گالري آثار يان ووس[1] نوعي "شوق سفر" يا " اشتياق راه" بود. البته يافتن چنين كلمه اي براي كارهاي پير آلخينسكي[2] دشوار است. شايد در مورد وي عبارت "مردي كه اشكال  را در حال عبور مي ديد" و در مورد پير سولاژه[3] نيز "آينه ي سياه" مناسب باشد. اما در مورد گالري آثار (يا به بيان دقيق تر محل زندگي) زوران موزيك چه بايد گفت؟ آيا مي توان از مناظر (زمين يا حيوانات) سخن گفت كه با صحت تمام به ثبت رسيده اند؟ نه عبارت بهترش اين است: "مناظر، زمين خاكي و حيوانات كه در ابعاد حقيقي خود به ثبت رسيده اند." من هنوز تابلوهاي موزيك را پيش چشم دارم؛ بهتر از زماني كه بر ديوارهاي مشابه اند؛ آن ها را همين جا و با چشم هاي بسته نيز مي بينم.
  2.  هنوز آشفتگي اي را كه پس از ديدن تصاوير بسياري از تپه هاي ايتاليا، اسب هاي دالماسي[4]، مينياتورها و همچنين تصاوير بناهاي يادبودهاي شهر ونيز-  از مشاهده ي چهره هاي وحشت زده ي هم بندان زنداني زوران موزيك در اردوگاه داخاو به من دست داد؛ به ياد دارم. اين تصوير كه توسط همين نقاش ترسيم شده و شايد 45 سال پس از آن وقايع هنوز با وحشتي زنده و ملموس همراه است و همين امر او را به هنرمندي واقعه نگار تبديل كرده و در واقع اين وحشت پاسخي ست به آن چه مدت ها قبل تجربه شده است. اما اكنون با چشم هاي بسته همان تصاوير و نقاشي ها را بدون آشفتگي آغازين خود مشاهده مي كنم: آن ها نوعي وحدت با هر آنچه كه هنرمند خلق كرده است؛ ايجاد مي كنند. و من در نگاه نخست به اين پرده ها همزمان با آن صورت ها، حالات چهره و اندام زنداني ها كه بخش تعيين كننده ي آن اثر بود؛ دريافتم كه اين موارد به شدت با آثار معمول زوران موزيك در تضادند. بخصوص آن حجم خاص اثر كه تنها مي توانست از اين فرد صادر شود: شگفت انگيزست كه چطور با چشم هاي بسته نيز از شاكله ي ملموس اين نقاشي ها احساس تاثيرپذيري و وجد مي كنم. همان شاكله اي كه دقيقاً در مورد سوژه ي تصاوير صخره هاي يوگسلاوي نيز صادق است؛ همچنين در مورد آبراه بزرگ شهر ونيز و نيز تصوير ترس اسب ها گه گويي در نزديكي اسپليت[5] يا دوبروونيك[6] به تصوير كشيده شده اند. در نگاه نخستين و واپسين به نقاشي هاي موزيك، همين شاكله ي تصوير است كه همه چيز را تعيين و ايجاد تناسب مي كند و پيچيدگي و سطح موضوع هاي مطرح شده را حفظ مي نمايد و به تصاوير بال و پر مي دهد. نخست انتخاب شاكله ي مناسب و سپس شايد فاصله ي مناسب ميان نقاش در مقام مشاهده گر و جهان بيرون نقطه ي قوت كار اوست. پس از اين عناصر، تركيب هنري تصوير و بعد از آن اشكال و در نهايت شايد رنگ ها نقش عمده اي ايفا مي كنند.
  3. به اين ترتيب بار ديگر چشم هاي خود را مي بندم و به داستان زندگي زوران موزيك گوش مي سپارم: پدر او، مردي از اسلواني، كمي پس از جنگ جهاني اول و سقوط حكومت اتريش در محلي در كرتنن، واقع در مجاورت مرز يوگسلاوي، يعني همان جايي كه من بيست سال بعد به دنيا آمدم؛ به عنوان معلم شروع بكار كرد. زوران در سال 1920 يعني در دوران كودكي همراه با والدين خود در روزهاي تعطيل يكشنبه اغلب در اين منطقه به گردش مي پرداخته و با هم به ميهمانخانه اي مي رفته اند كه به شكلي اريب روبروي خانه ي پدربزرگ و مادربزرگ من قرار داشته است. او آنجا با پدرش در سايه ي خانه ي ييلاقي اي - كه برخلاف آن ميهمانخانه هنوز پابرجاست- مي نشسته است. در حين يادآورد ذهني زوران، وي پيش از هر چيز ماجرايي از دوران كودكي خود را در روز يخبندان زمستان بسيار سردي برايم تعريف كرد كه در آن منطقه در حياط مدرسه پاي صخره هاي سنگي بزرگي كه آن محل را فراگرفته بود، به گوزن كوهي مرده اي برمي خورد كه از نوك صخره سقوط كرده و حالا در مقابل پنجره ي كلاس افتاده و كاملاً يخ زده است.
  4. و اكنون تمامي تصاوير، حكاكي ها و تابلوهاي نقاشي زوران موزيك را در هيأت نقشه ي اروپا مي بينم. نقشه اي متفاوت با اروپا، نقشه ي اروپايي متفاوت كه هنوز وجود دارد و همواره وجود داشته؛ اما هرگز از رسميت برخوردار نبوده است. و البته مدعي هم نيست كه اروپاي موجود غيرواقعي است؛ بلكه عناصر ديگري را به تصوير مي كشد: اروپايي با تپه هاي زينزه [7]و اومبريا[8] ، اسب هاي دالماسي در اين سو و اسكله هاي آبراه گيودكا در آن سو. و محكومان اردوگاه داخاو را در بخش ديگري از اين نقشه مي بينم. اگر آن ها هم مانند زنداني همرنج خود، زوران موزيك، جان سالم به در برده بودند؛ نه تنها نظاره گر ايده آل چنين نقشه اي بودند، بلكه آن ها نيز طراحان، نقاشان و معماران اين نقشه مي شدند. درست مانند موزيك كه پس از آزادي خود چنين شد. او در آثار خود نقشه اي از اروپا ترسيم كرده است. آري، اين پارادكس با حقيقت در تصادم است. هيچ نقشه اي از اروپا مانند آن سيال نيست و از نظر ابعاد نه تنها با بسياري از واقعيات مطابقت دارد؛ بلكه بيشتر موافق آن ها نيز هست: هر چه بيشتر به آن خيره مي شوم، با بازيگري و بخصوص روشنايي بيشتري به سوي آينده سوق مي يابد.           

 Jan Voss[1]به سال 1936 در هامبورگ به دنيا آمده و در آكادمي هنرهاي تجسمي شهر مونيخ تحصيل كرده است. ووس در حال حاضر در مدرسه ي عالي هنرهاي زيباي شهر پاريس به تدريس مشغول است.  م. 

   نقاش معاصر بلژيكي م.  Pierre Alechinsky[1]

[1] Pierre Soulage

 منطقه اي ساحلي در شرق درياي آدريا و نزديكي كرواسي كه مجمع الجزاير فراواني در آن وجود دارد. م. [1]

2 و 3 شهرهاي بندري در ساحل شرقي درياي آدريانيك  م.

 نام مركز استان توسكاناي ايتاليا[1]

 منطقه اي كوهستاني در مركز ايتاليا

   

بازچاپ مطالب دوات ممنوع است؛ به مطالب دوات فقط می‌توانید لینک بدهید.

برگشت