گرداننده : رضا قاسمی نشريه ادبی

صفحه‌ی نخست

مقاله

داستان

شعر

گفت و گو

نمايشنامه

طنز

مواد خام ادبی

درباره‌ی دوات

تماس

دعوت به مراسم
 کتابخوانی

 

کافکا در زبان فارسی

فرانتس کافکا

در باب تمثیلات*

اشاره :
غرض از گشودن اين بخش نشان دادن عملی آن چيزهائی ست که در تئوری می خوانيم اما مصداق هایش گاه چندان روشن نيست؛ اين که ترجمه ی هر متن فقط يکی از قرائت های ممکن از آن متن است؛ اين که به تعداد ترجمه های کافکا می تواند کافکاهای متعددی وجود داشته باشد. ...
فايده ی ديگر اين کار برطرف شدن نکات مبهم يک متن به کمک متن های ديگر است
، البته.
اين که ابهام يک متن ذاتی ست يا ناشی از ضعف مترجم آن؛  اينکه  گويائی ترجمه ی ديگری از همان متن نتيجه ی تسلط مترجم است يا تخطی او، جای داوری اش اينجا نيست. قصد ما همان است که در ابتدا گفتيم.
با گشودن پرونده ی ويژه ی « کافکا در زبان فارسی» اميدواريم هرکس کاری در اين زمينه کرده به شوق بيايد و بفرستد برای پربار کردن پرونده.

دوات

در باب تمثیلات*

ترجمه کوروش بیت سرکیس

بسیاری شکوه می کنند که چه بسا کلام حکما تمثیلات صرف باشند، اما بی مصرف در زندگی روزمره، و ما هم که جز این زندگی چیز دیگری نداریم. وقتی حکیم می گوید: « از آن بگذر.» منظورش این نیست که باید از چیزی گذشت. راهی که اگر به رفتنش بیرزد، بالاخره باز هم می شود از پسش برآمد، بلکه منظور او گذاری است پر رمز و راز. چیزی که برای ما ناشناخته است و از او هم ساخته نیست تا ماهیت آن را دقیق تر مشخص کند. پس چنین چیزی اصلاً دراین جا دردی از ما دوا نمی کند. در واقع منظور از همهء این تمثیلات صرفاً این است که درک ناکردنی را نمی شود درک کرد و این نکته ای است که ما می دانستیم. اما آن چه هر روز موجب مشقت ما می شود، چیز دیگری است.
در جواب این حرف یکی گفت: «چرا زیربارنمی روید؟» اگر از تمثیلات پیروی کنید، خود به تمثیل بدل و از مشقت روزانه هم خلاص می شوید.
دیگری گفت: «شرط می بندم که این هم یک تمثیل است.»
اولی گفت: « تو بردی.»
دومی گفت: «ولی متأسفانه فقط در عالم تمثیل.»
اولی گفت: «نخیر، به واقع، درعالم تمثیل باختی.»

*. تمثیلات، فرانتس کافکا، ترجمه از متن اصلی کوروش بیت سرکیس 2004؛ مشخصات این مجموعهء دوزبانه آلمانی - انگلیسی به قرار زیر است:
Parables, Franz Kafka, Schocken Books: New York, 1947.

توضیحات:  قطعهء بالا (در باب تمثیلات) بدون عنوان  احتمالاً در اواخر 1922 و نیمهء اول 1923 در کتابچهء سیاهرنگ  موسوم به Schwartzes Quartheft II نوشته شده است که در آرشیو کتابخانهء Bodleian  در آکسفورد نگهداری می شود.i عنوان آن از ماکس برود است و اولین بار در مجموعهء "هنگام بنای دیوار چین" در 1931 بر اساس نسخهء  96, 1954 B  چاپ شده است.ii ساختار این قطعه یادآور شیوه ای است استدلالی که در مباحث و مجادلات تلمودی و تمثیلات منسوب به یهودی های اروپای شرقی (چَسیدی) به کار می رفته است.iii

i.                     Kafka-Symposion, Jurgen Born, Ludwig Dietz, Malcom Pasley, Paul Raabe, Klaus Wagenbach, „ Datierung saemtlicher Texte Franz Kafka“, M. Pasley, K. Wagenbach, Muenchen: dtv, 1969, s. 57.

ii.                   Saemtliche Erzaehlungen, Franz Kafka, hrg. Paul Raabe, FmM: Fischer, 1970, s. 406.

iii.                  Kafka Kommentar zu saemtlichen Erzaehlungen, Hartmut Binder, Muenchen: Winkler, 1975, s. 299.

 


 

ترجمه های ديگر همين متن

درباره ی تمثیل1

ترجمه ی امیر جلال الدین اعلم

بسیاری شکایت می کنند که سخن حکیمان همیشه تمثیل است و بس و هیچ کاربردی در زندگی روزانه ندارد که یگانه زندگیی است که داریم. هنگامی که حکیم می گوید: "برو آنجا"، مرادش این نیست که از این بر بگذریم و به جائی واقعی برسیم – کاری که به هر حال می توانیم بکنیم اگر به زحمتش بیرزد؛ مرادِ او گونه ای "آنجا"ی افسانه ای است، چیزی که برایمان ناشناخته است، همچنین چیزی که نمی تواند دقیقتر مشخص کند، و لذا نمی تواند به هیچ رو اینجا یاری مان دهد. همهء این تمثیلها براستی برآن اند که صرفا بگویند امر نافهمیدنی، نافهمیدنی است، و ما آن را از هم اکنون می دانیم. ولی دغدغه های خاطری که باید هر روز با آنها تلاش کنیم، امر دیگری است.
در این باب کسی زمانی گفت: سبب این اکراه چیست؟ اگر از تمثیلها پیروی کنید خودتان تمثیل می شوید و سپس از شر همهء دغدغه های روزانه خلاص می یابید.
دیگری گفت: شرط می بندم که این نیز تمثیل است.
اولی گفت: تو بردی.
دومی گفت: ولی بدبختانه فقط در تمثیل.
اولی گفت: نه، در واقعیت، در تمثیل باختی.

1. مجموعهء داستانها، فرانتس کافکا، ترجمهء امیر جلال الدین اعلم، تهران: نیلوفر 1378، چاپ دوم 1981.



در باره ی تمثیل2
امیر جلال الدین اعلم

بسیاری شکایت می کنند که سخنِ فرزانگان همیشه تمثیلِ صرف است و در زندگیِ روزانه، که یگانه زندگیِ ما است، هیچ کاربردی ندارد. هنگامی که فرزانه می گوید: "برو آن ور"، مرادش این نیست که ما از این ور بگذریم و به جائی حقیقی برسیم – کاری که در هر حال می توانیم بکنیم اگر به زحمتش بیرزد؛ مرادش گونه ای "آن ورِ" مجازی است، چیزی که برایمان ناشناخته است، همچنین چیزی که او نمی تواند دقیقتر مشخصش کند، و از این رو نمی تواند به هیچ وجه اینجا یاری مان دهد. همهء این تمثیلها براستی بر آن اند که صرفاً بگویند امرِ فهم ناپذیر، فهم ناپذیر است، و ما این نکته را پیشاپیش می دانیم. ولی دغدغه هایِ خاطری که ناگزیریم هر روز باهاشان دست و پنجه نرم کنیم، آن مطلب دیگری است.
در این باب،وقتی کسی گفت: " سببِ این اکراه چیست؟ اگر فقط از تمثیلها پیروی کنید، خودتان تمثیل می گردید و به این گونه از شرّ همهء دغدغه هایِ خاطر روزانه تان رها می شوید."
دیگری گفت: " شرط می بندم که این نیز یک تمثیل است."
اوّلی گفت: "تو بردی."
دوّمی گفت: "ولی بدبختانه در تمثیل."
اوّلی گفت: "نه، در واقعیت؛ در تمثیل تو باخته ای."

2. تمثیلها و لُغَزواره ها همراه با نامه به پدر، فرانتس کافکا، ترجمهء امیر جلال الدین اعلم، تهران: نیلوفر، 1383.

 

در باره ی تمثیل ها3

علی اصغر حداد

بسیاری کسان شکوه دارند که گفته های بزرگان چیزی نیستند مگر تمثیل، تمثیل هائی که در زندگی روزمره کاربردی ندارند، در حالی که ما فقط همین زندگی را داریم و بس. آن جا که یکی از بزرگان می گوید: «به آن سو برو»، منظورش این نیست که شخصی به آن طرف برود، یعنی راهی را بپیماید که اگر پیمودن آن حاصلی ارزش مند در پی داشته باشد، هر کس به گونه ئی از عهده ی انجام آن برخواهد آمد. بل که منظور او «آن سو» ئی رمزآمیز است، چیزی که ما با آن آشنایی نداریم و خود او هم آن را دقیق تر مشخص نمی کند و در نتیجه آن چیز این جا اصلاً به کار ما نمی آید. در اصل این تمثیل ها فقط می خواهند به ما حالی کنند که درک ناکردنی را نمی توان درک کرد، و اما ما خود از پیش این نکته را می دانستیم. ولی آن چه که ما روزانه با آن دست به گریبان هستیم، چیز دیگر است.
یکی در جواب گفت: «چرا اعتراض می کنید؟» اگر از تمثیل ها تبعیت کنید، به تمثیل بدل می شوید و از تلاش روزانه رهایی می یابید.
دیگری گفت: «شرط می بندم که این هم یک تمثیل است.»
اولی گفت: «شرط را بردی.»
دومی گفت: «ولی متأسفانه فقط در عالم تمثیل.»
اولی گفت: «نه، به راستی، در عالم تمثیل باختی.»
3. داستان های پس از مرگ، فرانتس کافکا، مترجم علی اصغر حداد، تهران: تجربه، 1377-1378.


 

از تمثیلات 4

ناصر غياثی

بسیاری شكایت دارند كه كلام فرهیختگان همواره تنها تمثیلات اند، اما در زندگی روزمره بی كاربرد، و ما تنها همین یکی را داریم. هنگامی كه فرهیخته می گوید:" به آن سوی برو" منظورش این نیست كه آدم باید به سوی دیگر برود، كاری كه به هر حال می توان انجامش داد، هرگاه كه نتیجه ی راه ارزشمند باشد، بلكه منظور او یك "آن سوی " نادر است، آنچه که ما نمی شناسیم،  آنچه كه خود او هم نمی تواند دقیق توضیح بدهد و آنچه كه به ما نیز در اینجا هیچ كمكی نمی تواند بكند. تمام این تمثیلات در واقع می خواهند فقط بگویند، كه فهم ناشدنی، فهم ناشدنی است و ما این را می دانستیم. اما آنچه كه ما هر روز به خاطرش زحمت می كشیم، چیزهای دیگری هستند.

در پاسخ یكی گفت:" چرا از خود دفاع می كنید؟ اگر از تمثیلات پیروی كنید، آنگاه خود تمثیل خواهید شد و به این ترتیب از زحمت روزانه فارغ."

یكی دیگر گفت: " شرط می بندم كه این خود یك تمثیل است."

اولی گفت: " تو برنده شده ای."

دومی گفت:" اما متاسفانه تنها در تمثیل."

اولی گفت:" نه، در واقعیت؛ در تمثیل تو باخته ای."

 4 ـ ترجمه از متن آلمانی:

Franz Kafka

Sämtliche Erzählungen

Fischer Taschenbuch Verlag

Juni 1988

 

   

بازچاپ مطالب دوات ممنوع است؛ به مطالب دوات فقط می‌توانید لینک بدهید.

برگشت