گرداننده : رضا قاسمی نشريه ادبی

صفحه‌ی نخست

مقاله

داستان

شعر

گفت و گو

نمايشنامه

طنز

مواد خام ادبی

درباره‌ی دوات

تماس

کتابخانه دوات

دعوت به مراسم
 کتابخوانی

 

مهدی فیضی

سایه ها و اشباح

یادداشتی بر ترجمۀ « تئاتر و همزادش »

 

این یادداشت فقط و فقط به قسمت کوتاهی از کتاب « تئاتر و همزادش» آنتونن آرتو که سال گذشته توسط دکتر خطاط ترجمه شده ، می پردازد.

« دریافتی که ما از تئاتر داریم خشک جامد است و شباهت به درک ما از فرهنگ دارد، فرهنگی که از راز و رمزها تهی است و در نتیجه به هر سو که ذهن می نگرد فقط با خلاء روبرو می شود، در حالی که فضا لبریز از رازها و سرشار از اسرار است. اما تئاتر حقیقی به علت تحرک و بهره گیری از ابزار زنده قادر است اشباح را بیدار کند و به حرکت و تحرک وادارد. ( آنتونن آرتو، « پیشگفتار : « تئاتر و فرهنگ» ، در تئاتر و همزادش، ترجمۀ نسرین خطاط ، تهران: نشر قطره،1383ص 30،31 )

" Our petrified idea of the theatre is connected with our petrified idea of culture without shadows, where, no matter which way it turns, our mind (esprit) encounters only emptiness though space is full. But the true theatre because it moves and makes use of living instruments, continues to stir up shadows where life has never ceased to grope its way"

(Antonin Artaud, " preface : the theatre and culture " , in – the theatre and its Double, translated by Mary Caroline Richards, New York: Grove press, 1979, p.124.)

البته، دکتر خطاط این کتاب را از متن اصلی (فرانسه) ترجمه کرده اند اما قصد ما از آوردن متن انگلیسی مقایسۀ این دو ترجمه نیست، بلکه توجه به خوانشی است که ترجمه عهده دار آن می شود.

در ترجمۀ فارسی واژۀ  shadow در آغاز بند « راز و رمز » و در ادامه « اشباح» خوانده شده است.و از طرفی ادامۀ جمله " where life has never ceased to grope its way " در ترجمه نیامده است. روشن است که ادامۀ جمله، « جایی که زندگی برای پیداکردن راهش هیچ گاه دست از کورمالی کردن برنداشته است»، در این خوانش جایی ندارد و کنار گذاشته شده است.( البته در اینجا واژۀ  باز ایستادن : cease  ، با « حرکت» مد نظر آرتو تضاد بیشتری دارد)

آرتو در « کارگردانی و متافیزیک» جمله ای دارد که می توان هم زمان با این بند خواند : « حرف من این است که صحنۀ تئاتر مکانی فیزیکی و ملموس است ، مکانی که باید آن را پر کرد تا به زمان ملموس خود سخن بگوید ». ( آرتو، « کارگردانی و مابعد الطبیعه» ، در تئاتر و همزادش ، ترجمۀ نسرین خطاط، ص62) اما برای اینکه بحث به درازا نکشد ، اجازه دهید به قسمتی از مقاله ای که در آن کلمۀ shadow در سخن آرتو « سایه» خوانده شده است توجه کنیم :

«تصویر سایه و شکل آنها ـ البته سایه ها « خودشان» همیشه معین(determinate) هستند ـ هم به وسیلۀ پیکره هایی که سایه ها به شکل آنها هستند و هم نورپردازی خاصی که سایه می اندازد، سرو شکل یافته است ( و به یاد داشتن این نکته که " figure" ( شکل، صورت) و  " Scene " (مکان، صحنه) و " lighting" (نورپردازی) هرسه اساساً تاریخی هستند، ضروری است) .

هایدگر عقیده دارد ، « سایه» خود را به فضایی پس گرفته از بازنمایی امتداد می دهد. آن امکانی برای شکل دیگری از مکان درون شکل مدرن بازنمایی می گشاید بازنمایی ای که بدون سایه ها کار می کند، به واسطۀ شکل مکانی ای که نگاه خیره و مسلط سوژه را بر سراسر فضای خالی ( مورد هدف ، ابژکتیو) قرار می دهد . بازگشتن به اشکال آرتو : « تصور ساکن از تئاتر وابستۀ فرهنگ بدون سایه هاست ، « در نتیجه به هر سو که ذهن می نگرد »  تنها با خلاء مواجه می شود ، در حالی که فضا پر است. اما تئاتر حقیقی به خاطر اینکه حرکت می کند و ابزار زنده را به کار می گیرد ، بر هم زدن و حرکت دادن سایه ها را ادامه می دهد، جایی که زندگی برای پیدا کردن راهش هیچ گاه دست از کورمالی کردن بر نداشته است.»آرتو می خواهد از سایه(تاریکی) های صحنه مدرن بازنمایی برای دگرگون کردن تئاتر و در نتیجه دگرگون کردن فرهنگی استفاده کند که با جای دادن تماشاگر (ناظر) در مقابل یک فضای خالی از نمایش (منظر) " spectacle" ، هر دو (تماشاگر و نمایش ) را در یک رابطۀ ایستا یا صرفاً در تردید نگه می دارد. ارتو عقیده دارد که « بر هم زدن سایه ها» این تردید را از بین خواهد برد. و همان طور که در بالا اشاره کردم، این تجدید نظر دربارۀ مکان به کوشش آرتو برای دگرگون کردن « سوژه »ـ ای که از موقعیت خاص اش رها شده و به کل چیز دیگری می شودـ مربوط است.

جالب است که در انگلیسی واژۀ shadow و واژۀ scene هم ریشه اند. اتیمولوژی اریک پارتریج عجیب طنین هایدگری دارد: واژۀ scene از scena لاتین، و آن از skene یونانی سرچشمه می گیرد ( مکان پوشیده، چادر : Skene) و skene یونانی از واژۀ سانسکریت chaya ( شاید به معنی brilliance lustre : برق تابش) . پارتریج می گوید به وسیلۀ تحریفی که شاخصۀ زبان است: . … a shadow, shade , … , chaye  به نظر می رسد که در واژۀ Scene دو اشاره هست: یکی به روشنی و دیگری به سایه.»

(Deborah Levitt,"sceene 4 :From shadow to scene" in –Heidegger and the Theatre of Truth)   

در سخن آرتو فرهنگ در مفاهیمی هم چون : شناخت، نظام، آگاهی کامل، سوژه ناظر و بازنما(هیولای تربیت شده،در نظر آرتو) مانعی برای تئاتر حقیقی محسوب می شود. مفاهیمی که نخستین بار توسط هایدگر مطرح و مورد نقد واقع شدند.

   

بازچاپ مطالب دوات ممنوع است؛ به مطالب دوات فقط می‌توانید لینک بدهید.

برگشت