گرداننده : رضا قاسمی نشريه ادبی

صفحه‌ی نخست

مقاله

داستان

شعر

گفت و گو

نمايشنامه

طنز

مواد خام ادبی

درباره‌ی دوات

تماس

کتابخانه دوات

دعوت به مراسم
 کتابخوانی

 

 

پیمان هوشمندزاده

سکسی ترین سانسور

 

    همانطور که میدانیم چادر، چه بخواهیم و چه نخواهیم  چیزی شده که سمبل حجاب به حساب می آید . خیلی ها معتقدند که چادر هیچ ارتباطی به اسلام و ورودش به ایران ندارد و در اصل یکی از انواع پوششی است که زنان زرتشتی داشته اند. شاید طبیعی ترین حالت این باشد که چادر را با چنین دیدگاهی بررسی کنیم یا حتی از جنبه مذهبی ، اجتماعی یا سیاسی اش که شاید مهمتر هم باشد،همانطور که در زمان حال هست و چه در گذشته بوده ، ولی  برای من هیچ یک از این حالتهایش اهمیتی ندارد. 

   چادر یک پوشش سکسی ست.  

   مطمئناً واژه  سکسی به معنی زیبایی نیست ، شاید در این حیطه  بررسی شود ولی زیبایی نیست . اما چرا چیزی سکسی ست و چیزی نیست ؟  آیا وقتی می گوییم  سکسی به معنی این است که چیزی  به نوعی تصوری از سکس برای ما آفریده ؟ و آیا هر چیزی که ما را به یاد سکس بیندازد سکسی ست ؟ و یا تنها یادآوری جنس مخالف کافیست که سکسی اش کند ؟ شاید برآیند جواب همه این سوالها نتیجه ای چنین باشد که : اگرعامل برقراری ارتباط با چیزی یا کسی  سکس باشد می شود گفت که سکسی ست . و اگر چنین باشد چادر چطور این ارتباط را برقرار می کند؟ آیا سکسی ست چون کم فروشی کرده ؟ و یا زیاده خواهی ماست که سکسی اش می کند ؟ شاید هر دو،  با این حال دلیل کافی ای نیست و حتماً عناصر دیگری نیز به این جریان کمک می کنند . 

   چادر ساده ترین پوشش دنیاست . و در عین سادگی بینهایت فرم در اختیار زنان قرار می دهد و فکر نمی کنم پوشش دیگری چنین قابلیتی داشته باشد . در ساده ترین شکلش یک لکه سیاه است . دوکی شکل و کاملاً قرینه. و چون سراسر بدن را می پوشاند قابلیت فرمی بیشتری دارد و می شود گفت که از سه قسمت تشکیل شده ، سر تا شانه که کم و بیش ثابت است و بیشتر بسته به فرم صورت شکل می گیرد . شانه تا کمر، که به علت وجود دست ، بیشترین شکل سازی ای که متکی به فرم بدن باشد را دارد . و کمر تا مچ پا که حرکت را ایجاد می کند . در واقع سه عنصر سکون ، فرم و حرکت را در خود دارد  و حد فاصل سکون و حرکت را با فرم پر می کند، و اگر این گفته حقیقت داشته باشد که «  زیباترین منحنی ها را باید در بدن زن بیابیم * » پایه و اساس این فرم ، چیزی بجز همین منحنی ها نخواهد بود. منحنی هایی که به ناچار سکسی تر از آنها نخواهیم یافت.

    چادر با خودش پارادکس عجیبی دارد. از یک طرف تا جایی که می تواند مخفی می کند و از طرفی آشکار. چادر یک سانسور بزرگ است وآنقدر بدیهی ست که نمی شود منکر شد . اما این سانسور به معنای نبودن یا حذف چیزی نیست بلکه به معنی پنهان کردن است . با توجه به مرسوم بودن پنهان کاری در فرهنگ ما ، چادر بطور ذاتی پنهان می کند . پنهان می کند اما با ظرافت.  و مثل یک داستان، مثل یک شعر که هرچه قسمتهای پنهانش بیشتر است ، جذابتر می شود ، جذاب . هر چند که جذابیت هایش مهم تر است ولی اگربرای همه اینقدر مهم شده فقط بخاطر سانسور بودنش است نه جذابیتهایش .مگر آنکه همین مسئله را هم جزیی از جذابیتش بدانیم . و اگر بشود که بدانیم ، کارعادلانه ایست ؟

  چادر نمی تواند که نرقصد . حرکت عرضی موزون و ریتم دار قسمت انتهایی اش و حرکت طولی از بالا به پایینش چیزی بغیر از رقص را تداعی نمی کند . رقصی که فقط از یک راه رفتن معمولی شکل می گیرد ، آنهم  راه رفتن که ساده ترین حرکت انسان است . اگر بدن حرفی برای گفتن داشته باشد ، که دارد ، عجیب نیست که چادر، که خود سانسورچی بدن است ، انتقالش می دهد؟

   چادر ذاتاً بازی می کند. و بیننده را همیشه در توهم دیدن یا ندیدن قرار می دهد . درست از جلوی بدن ودقیقاً در سکسی ترین قسمتهای بدن  قابلیت بازو بسته شدن دارد . مقدار چسبیدن اش به بدن ، بسته به موقعیتهای مختلف ، قابل تنظیم است .

چادر ایهام دارد . کنجکاوی می آورد، شک بر انگیز است  و در این شک تو را نگه می دارد ، بازی می کند و این بازی کاملاً سکسی ست . حرکت مداومی که با خود دارد، چسبیدنش به بدن و جدا شدنش ، تعلیقی ست برای ساختن بدنی که دیده نمی شود ولی ما باید با کمترین ابزار بسازیمش . این تکه پارچه سیاه ما را به سمتی می کشد که درآن امکان کشف هست و لذت کشف است که این بازی را مدام می کند . تلاشی برای بازآفرینی تکه های پنهان تنی که قابل ظهور است .

اما ما چطور ظهور می کنیم ؟ چه می سازیم و چگونه می سازیم؟

چرا هنگامی که رانندگی می کنیم همه زنان زیبا هستند؟ چرا آنهایی را که یک لحظه دیده ایم چشم دنبال می کند؟ چرا زنانی را که نمی شناسیم زیباترند؟ علت این است که ما همیشه حدس می زنیم  و با گمانه زنی ست که کامل می کنیم . متاسفانه یا خوشبختانه ما همیشه بهترین را می سازیم. چیزی بین توهم و واقعیت ، که با تخیل شروع شده . ما همیشه حد فاصل  تکه های دانایی مان را به زیباترین شکل ممکن پر خواهیم کرد. و جالب اینکه ، چون این زیبایی به تعداد تک تک افراد متفاوت است این تکه ها نیز چیز ثابتی نیست . ما همیشه متناسب ترین ، همیشه زیبا ترین را می سازیم . حرکت مداومی بین آنچه هست و آنچه باید باشد.

   چادر چندین ماهیت متضاد با خود دارد و به راحتی می تواند از یکی به دیگری تغییر پیدا کند . پنهان کار است با این حال آشکار می کند . ساده است و پیچیده ، از یک سو جذب کننده است و از یک سو دفع کننده .

و شاید همین حرکت و قابل انتقال بودن از ماهیتی به ماهیتی دیگرباشد که باعث شده  ، سکسی ترین سانسور جهان باشد .

آذر84

* مطمئن نیستم این جمله از خودم است یا جایی شنیده یا خوانده ام .

 

 
   

بازچاپ مطالب دوات ممنوع است؛ به مطالب دوات فقط می‌توانید لینک بدهید.

برگشت