گرداننده : رضا قاسمی نشريه ادبی

صفحه‌ی نخست

مقاله

داستان

شعر

گفت و گو

نمايشنامه

طنز

مواد خام ادبی

درباره‌ی دوات

تماس

کتابخانه دوات

دعوت به مراسم
 کتابخوانی

 

 

آرين بهزادی

پيش بينی امور روزمره

 

برمی‌گردیم

 و آسفالت خیابان را، برای جاسازی تصادف جدید، بر می‌داریم

تماس با سطوح اسفالت، در قوانین شهری امروز، ضرورت دارد

فاجعه فقط قصه توست در کنار امن بخاری‌ات

  چرا که رنگ پوستت را در دوایر متحد مسابقات دیده اند

بر می‌گردیم

تمام دودهای بی‌سامان، دوایر متحد می‌شوند

  در امور ساختن دارهای مرتب به کار می‌آیند

دارها،شمشادها،ابرهای زرد

  تمام این اشیاء در کارخانه ساختن تیرهای برق وجود دارند

تیرهای برق زنگ زده و باد در خیابان طولانی خلوت

 چنین است که شهردر زیر سطوح بتن رسوخ می‌کند

بر می‌گردیم

  ورنگ پوستت را برای آموزش دریانوردی انتخاب می‌کنیم

   چرا که رنگ دریا آرمان دودهای متراکم است

همچون تواتر نئون که خاطره ماسه وچتر

بدین سان ابزارسازی سنت شهرهای نوپاست

بر می‌گردیم

روده‌های عریانت در طبق خنجرهای شیشه

مثل کفشهایت اساطیر مبارزان معدوم بر تیرهای برق

اتفاقی که افتاد مابین سطوح صورت بود و آسفالت

کفشهایش هنوز در بادهای زرد تاب می‌خورند

بر می‌گردیم

دستش را در ساک ورزشی می‌گذاریم

انگشتانش را برای حساب برمی‌داریم

جورابش را در فاضلاب رونده خیابان پرتاب می‌کنیم

رنگ صورتش در خاطره نئون دکه ساندویچ باقی می‌ماند

صورتش یک لایه رنگ بود در سطوح اسفالت

با کاردک برداشتند و در قبرش گذاشتند 

 

   

بازچاپ مطالب دوات ممنوع است؛ به مطالب دوات فقط می‌توانید لینک بدهید.

برگشت