نشريه ادبی

 

محمد علی شاکر

به ياد محمد مختاري / پوينده

  

من از خودم خسته ام /از تو

  از خواب نيمه شب پاييز وآبهای اينهمه چشم

  ازفرمان ايست / بدو / مرگ

 

 از گلوله های پيشانی و

                                        سايه های قتل در نيمه شب

ودستهايی بسوی خانه تو

تاكشيدن اينهمه سيگار در زندان

 

من خسته ام / دستهايم بوی تيغ می دهد

ورگهايم از ريختن قرمز تر

 

من گاهی براي خنده هم كه شده

زير چرخهای آسمان می روم

يا سوار ماشين غريبه ها / حلقه ای از زنجير اين محرمانه تا...

دنيا بروی ما بسته است

دنيا برای ما شاخ وشانه مي كشد

من / محمدم / اگر چه ديگران اين را نمی گويند

من محمدم / نشسته ام

برای ريسمانی كه پاره می كند زمين

ومعلق می اندازد روی رگهای هزاران بعد

 

من/ محمدم

وروی زمين نشسته تعداد شمارا می شمارم

آقايان به رنگ خاكستری ملايم !

 

صفحه‌ی نخست

داستان

شعر

مقاله

نمايشنامه

گفت و گو

طنز

مواد خام ادبی

درباره‌ی دوات

تماس

 

 

 

شعرهايی از دفتر لکنت

 

بازچاپ مطالب دوات ممنوع است؛ مگر آنکه به دوات لينک بدهيد.

برگشت