نشريه ادبی

يدالله رويايی

دوازده شعر

لبريخته 17

تمام راه
هجوم طول

ركابها به قلعه مي‌ريزند
تمام برج 
گلوي راه

حيوان سؤال مي‌كند

برگرفته از کتاب لبريخته ها

***

برگرفته از کتاب هفتاد سنگ قبر، يدالله رؤيايي

سنگ بايزيد

يك دفعه مرگ

بر من كه اوفتاد، ديدم

او خود، يك دفعه است

خود ِدفعه

 

***

سنگ باديه نشين
 

در وقت ِ مرگ
فهرست ِ کين اگرم بود
انگور می شدم
و می فشردمم

 

***

بدن تمام شد
و من تمام،
و احتياج ِ بال
به گودال

***

در کنار من
اين گور
کناری دارد
تو

***

اينهمه انگشت، مرگ را
بيشتر از آنچه هست
مسئله کرده است

***

چه ورطه ايست امضا

در امضايم می افتم

عجيبی كه در عجيبی می افتد

خود را در انگشت می نهم، اثری،

افتاده در حيات شيارها

برگرفته از کتاب امضاها

***

لبريخته 19

با غم ِ خاک گاهی سرم به ماه می ماند
و کاسه ی شکسته شکل ِ سرانجام می شود

با غم ِ خاک روزی
برمی خيزم در باد
و کرانه ای از تو به چرخ می برم

***

لبريخته 50

زيبايی نام ِ نيامده ی ماست
حالا که حيات ِ نقاب
ترس را زيبا می کند

در دست های تو، طغيان،
نامی نيامده می آيد
و نام ِ من
تعقيب ِ گسترده در سراسر ِ پوست ِ توست.

***

سکوت، دسته گلي بود
ميان حنجره من

ترانه ساحل،
نسيم بوسه من بود و پلک باز تو بود.
بر آبها پرنده باد،
ميان لانه صدها صدا پريشان بود.
بر آبها،
پرنده بي طاقت بود.

صداي تندر خيس،
و نور، نور تر آذرخش،
در آب، آئينه اي ساخت
که قاب روشني از شعله هاي دريا داشت.

نسيم بوسه و
پلک تو و
پرنده باد،
شدند آتش و دود
ميان حنجره من،
سکوت دسته گلي بود.

***

من از دوستت دارم

از تو سخن از به آرامي
از تو سخن از به تو گفتن
از تو سخن از به آزادي
وقتي سخن از تو مي گويم
از عاشق از عارفانه مي گويم
از دوستت دارم
از خواهم داشت
از فكر عبور در به تنهايي
من با گذر از دل تو مي كردم
من با سفر سياه چشم تو زيباست
خواهم زيست
من با به تمناي تو خواهم ماند
من با سخن از تو
خواهم خواند
ما خاطره از شبانه مي گيريم
ما خاطره از گريختن در ياد
از لذت ارمغان در پنهان
ما خاطره ايم از به نجواها
من دوست دارم از تو بگويم را
اي جلوه ي از به آرامي
من دوست دارم از تو شنيدن را
تو لذت نادر شنيدن باش
تو از به شباهت از به زيبايي
بر ديده تشنه ام تو ديدن باش

***

هفته سوراخ

شنبه سوراخ
يكشنبه سوراخ
دوشنبه سوراخ سوراخ
سه شنبه سوراخ سوراخ سوراخ
چهارشنبه حركت سوراخ ها
پنجشنبه سوراخ ها همه روی راه
جمعه همه سوراخ ها در
چاه
***

 

صفحه‌ی نخست

داستان

شعر

مقاله

نمايشنامه

گفت و گو

طنز

مواد خام ادبی

درباره‌ی دوات

تماس

 

 

 

شعرهايی از دفتر لکنت

 

بازچاپ مطالب دوات ممنوع است؛ مگر آنکه به دوات لينک بدهيد.

برگشت