Davat

گرداننده : رضا قاسمی نشريه ادبی

صفحه‌ی نخست

مقاله

داستان

شعر

گفت و گو

نمايشنامه

طنز

مواد خام ادبی

درباره‌ی دوات

کارهای رضا قاسمی
 روی انترنت

دعوت به مراسم کتابخوانی

کتابخانه الکترونيکی دوات

تماس


چاه بابل
رضا قاسمی
چاپ دوم
نشر باران ـ سوئد


وردی که بره ها می خوانند
رضا قاسمی
پاريس ـ انتشارات
خاوران


 
همنوايی شبانه ارکسترچوبها
 رضا قاسمی 
چاپ ;دوازدهم
 تهران ـ انتشارات نيلوفر

 

jeudi, 21 avril 2016 

سوده نگین تاج

نوشتن؟

اشاره:
این متن پاسخ سوده نگین تاج است به پرسش نشریه «دستور» در مورد شیوه کارش.
دوات

 

 

 

ماه را ببین! چه عجیب به نظر میرسد .شبیه زنی مرده که ازگور بلند شده است. میتوانی تصور کنی او در جستجوی چیزهای مرده بود

                                                                                                اسکار وایلد- سالومه

شاید در جستجوی چیزهای مرده ام. در جستجوی آن چیز پوشالی که در حیطه‌ی توانایی و قدرت تسخیرم نیست؛ تناقضاتی که ویرانم می‌کند و در برابرم می‌ایستد تا بازآفرینی‌ام کند. آیا من این‌ها را خلق می‌کنم؟مردگانی مضطرب که در من بلند می‌شوند و هیچ‌کدام چهره‌ی مرا بر صورت ندارند.

آنچه در من ایجاد می‌شود تمایل به محو کردن است، محو کردن سرنخ ها، تصاویر مهلکی که مدام تکثیر می‌شوند و نشانه‌سازی می‌کنند. نشانه می‌شوند و بالا می‌روند، با آن پنجه‌های درشت و تو خالی که خود را از دسترس خارج کرده‌اند. با قراردادنم در برابر منشوری از آینه‌های خالی و قدرتمند با تصاویری مسخره از خود م. چهره‌های تکه تکه شده و شبکه‌ای، دیگرانی از خودم در حال دست و پا زدن برای کنده شدن، درحرکتی سریع به قلمرویی دست نیافتنی از سطوح خیالی خودشان. و اینجاست که هرگز خودم را جز در برابرشان ندیده‌ام .چرا تمام‌شان را شبیه اعضای فاسد شده به بیرون پرت نکنم؟ با دست‌بردن در تصاویروتخریب کردن‌شان، دست‌بردن درآنچه می‌خواهد رخ بدهد. تصاویر باید از دست بروند به همان اندازه که ذهن در برابرش از دست می‌رود و خالی می‌شود، خالی می‌شود و روبرویش دیگری حضور می‌یابد . این حیرت آور است. نبردی است که بعد از نوشتن رخ می‌دهد. رشد سریع‌شان وقتی در بیرون بازسازی می شوند، نه برای بازیافت خودشان بلکه برای انحراف از آنچه بوده اند... بازیافت حقیقتی دیگر که می‌خواهند در آن ممکن شوند . اینها جز حلقه‌های پارودیکی نیستند در مواجهه با زنجیره‌ی دیگری از طبیعت، که با شکل دیگری از واکنش‌ها مواجه‌اند .آنچه درجریان نوشته شدن تبدیل به چیز دیگری می‌شود تا تو را در چیزهای بدلی، در برابرقدرتی نمایشی متوقف کند تا به سطح دیگری از امکان وارد شود. اثری که هیچ گاه در جایگاه پیش بینی شده‌ی خود قرار نخواهد گرفت چگونه می‌توان بر آن مدعی بود؟ من هرگز علیه خودم دست به صداقت نمی‌زنم . حتی پیش بینی‌اش نمی کنم چه برسد که راجع به چیزی بگویم که اغلب راه ورود به آن را گم می کنم! چیزهایی که بعد از نوشته شدن تکه‌های جدا شده‌ای از من و تکه‌های بهم پیوسته و مقاوم برای خودشانند. هرگز نمی‌خواهم تشخیص بدهم در ورودی به این‌ها کجاست. آنچه هست میل به کندن چیزها ست؛ میل به ترک کردن چیزها؛ راجع به من اینطور بوده است. هر بار و هر بار من و آنچه نوشته‌ام در برابر همدیگر قرار گرفته‌ایم و در برابر هم فرو ریخته‌ایم ؛ آنچه در من ایجاد خلاء کرده است به هیچ وجه با من همراه نمانده است. نه تنها با من بلکه با خودش. چرا که هیچ‌گاه چیزهایی که به بیرون از من خزیده‌اند همراه با صداقتی از پیش تعیین شده یا به واسطه‌ی معصومیت‌ی عمیق، نوشته نشده‌اند بلکه در تقابل با هم ترسیم می‌شوند، نه آنچه من می‌خواهم یا اینچنین نوشتن من می‌خواهد بلکه این گسست مداوم در اثرشرارتی است که همواره در حال نابود کردن چیزهاست. چیزهایی خشن و در عین حال احساساتی، چیزهای ناسازگار که تنها راه پیوستن‌شان به حقیقتی جدید، نوشته شدن، آن هم در جریانی سیال، کنترل نشده و ناب است؛ و این چیزی است که هر بار در اجرای چیزی وسوسه‌ام می‌کند که هیچ امکان بیرونی برایش وجود ندارد مگر با پرتاب شدن‌اش به بیرون تا این ناممکن در تضاد با امکان‌ها به امکانی جدید دست یابد.

برای خواندن بقیه مطالب اینجا را کلیک کنید:

پرونده ویژه شعر سوده نگین تاج:
به مناسبت انتشار «سپاسگزاری کرده ای از خودت آیا»

 

 

 

 

   

بازچاپ مطالب دوات ممنوع است؛ به مطالب دوات فقط می‌توانید لینک بدهید.

برگشت