Davat

گرداننده : رضا قاسمی نشريه ادبی

صفحه‌ی نخست

مقاله

داستان

شعر

گفت و گو

نمايشنامه

طنز

مواد خام ادبی

درباره‌ی دوات

کارهای رضا قاسمی
 روی انترنت

دعوت به مراسم کتابخوانی

کتابخانه الکترونيکی دوات

تماس


چاه بابل
رضا قاسمی
چاپ دوم
نشر باران ـ سوئد


وردی که بره ها می خوانند
رضا قاسمی
پاريس ـ انتشارات
خاوران


 
همنوايی شبانه ارکسترچوبها
 رضا قاسمی 
چاپ ;دوازدهم
 تهران ـ انتشارات نيلوفر

 

jeudi, 21 avril 2016 

 

 

غلامرضا صراف

تاملاتی پراکنده بر "سپاسگزاری کرده‌ای از خودت آیا"، سروده سوده نگین‌تاج

 

1-

شعر سوده نگین‌تاج آشوب اشیاء است و در میانه‌ی این آشوب او می‌کوشد تا کمپوزیسیون شعری خاص خود را بیافریند. تاثیرپذیری‌هایش از شاعران جنبش بیت و شاعران زبان آمریکا آشکار است و وامداری‌اش به "ظل‌الله" براهنی و تکنیک‌های برخی منظومه‌های شعر مدرن فارسی (مثل "صدای پای آب" سپهری و "اسماعیل" براهنی) در جای‌جای کتابش به چشم می‌خورد. اما تفاوت بنیادینی که شعرش با نمونه‌های یاد شده دارد در چند نکته است: یک اینکه شعر نگین‌تاج ماهیتا رمانتیک است و بر این باطن، جامه‌ای عصیان‌گر و رادیکال پوشانده است و دوم اگر شاعر فارسی زبانی چون براهنی در "ظل"الله" از کلمات رکیک استفاده می‌کند، این رکاکت برآمده از محیط طبیعی زندان و آدم‌های آنجاست و توجیه‌پذیر، اما نگین‌تاج در شعرش بی‌آنکه بخواهد دخالتی فاعلانه در واقعیت روزمره بکند به دفعات این واژه‌ها و افعال نامعمول در زبان رسمی را به کار می‌گیرد تا جایی که از فرط تکرار غرابت و ناآشنایی‌شان از بین می‌رود، بی‌آنکه ناتورالیسم خاصی در شعر رقم بزنند. حتی یک جور "ناتورالیسم استعلایی" که بخواهد از چرک و ادبار و نکبت محیط شروع کند و در پایان به چیزی فراتر از آن برسد .(ناتورالیسم استعلایی ترکیب برساخته‌ی نگارنده است در نقد رمان "بیگانه" آلبر کامو که در آن گفته می‌شود علت مرگ مرد عرب به دست مورسو تصادف و آفتاب بوده ولی رمان در ادامه از حد این علیت فیزیکی-مکانی فراتر می‌رود.) نگارنده بخشی از این عدم دخالت فاعلانه و رادیکال در واقعیت را ناشی از رویکرد کلی هنرمندان ایرانی بعد از سال 57 می‌داند و از آن به "زیبایی‌شناسی انفعالی" یاد می‌کند.که علیرغم وقفه‌هایی که یکی دو تاریخ در آن انداختند اما همچنان سیاهه‌ی شکست‌ها و مصیبت‌ها و آوارگی‌ها و حرمان‌هاست. این رویکرد برخلاف ظاهر رادیکال یا سنت‌شکنانه‌اش، در باطن از محافظه‌کاری خاصی تبعیت می‌کند و نمی‌کوشد تا نظم موجود قوانین و امور حاکم بر جهان را در قالب هنری به کارگرفته‌ی خویش(اینجا شعر) برهم بزند.و گویی در جهت حفظ همین نظم موجود عمل می‌کند. "فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم" در کار نیست و اگر هم جایی "لفظ و گفت و صوت" بر هم زده می‌شود در جهت خلق تصویری زاینده و بالنده نیست که زاویه‌ای انتقادی و رادیکال با مواضع پیشین بگیرد و دوباره بازگشت به همان سرچشمه‌ای است که رقم‌زننده‌ی زیبایی‌شناسی انفعالی مذکور بوده.

-2

"سپاسگزاری کرده‌ای از خودت آیا" از 16 شعر تشکیل شده که جز دو تای آنها ("دایره‌ی فیل‌ها" و "چیزی نیست") باقی حجم یکسانی دارند و با تناوبی 4 صفحه‌ای مرتب شده‌اند. "دایره‌ی فیل‌ها" کوتاه‌ترین شعر کتاب است و نمونه‌ی نوعی فشرده‌سرایی و ایجاز نگین‌تاج در شعر همراه با آمیختگی هنرمندانه و معتدل اسم ذات و اسم معنی یا اشیاء و مفاهیم است بی آنکه بخواهد در این شیوه افراط کند. شعر تا سطر شانزدهم از روانی و تصویرسازی فوق‌العاده‌ای بهره می‌برد اما در سطر هفدهم ناگهان و با یک کلمه دارای مکان و زمان خاصی می‌شود. شعر تاریخ‌دار می‌شود و هویتی بومی-سیاسی به خود می‌گیرد و باز در ادامه تا پایان شعر دیگر هیچ اسم خاص مکان یا شخص در کار نیست و با سطر زیبای "بچرخ و ببین دلت بین بطری‌هاست/ آن پشت/ کنار دایره‌ی فیل‌ها در جنگل پاهای باریک." شعر تمام می‌شود. "چیزی نیست" حالتی منظومه‌وار دارد و به طور مجزا حد نَفَس سراینده را در منظومه‌سرایی نشان می‌دهد، اما منظومه‌ای که در شکل فعلی‌اش فاقد آغاز و پایان است. گویی شعر از میانه شروع شده. تکنیک آن ( و طبعا نه محتوایش) یادآور میانه‌ی منظومه‌ی بلند "صدای پای آب" سهراب سپهری است، آنجا که در چهار پاراگراف پشت سر هم با کلمات تکراری و آغازکننده‌ی جنگ، حمله، فتح و قتل سطرهای خود را می‌سازد.

-3

مایلم "سپاسگزاری..." را بیشتر یک منظومه‌ی به هم پیوسته و بلند ببینم. منظومه‌ای هفتاد صفحه‌ای و نه کتاب شعری مرکب از شانزده شعر مستقل. پیوستگی اشعار و بالطبع تصاویر، فرم و رویکرد کلی شاعر به مقولات و اشیاء، همه و همه نوید سرایش بالقوه‌ی یک منظومه را می‌دهند. شعر آخر کتاب"پناه ببر به جنگل سنگ‌های سفید" هم گرچه به ایجاز و زیبایی شعر نخست، "دایره‌ی فیل‌ها" نیست، اما می‌تواند در حکم بند پایانی این منظومه باشد. نگین‌تاج می‌تواند و باید که قدرت سرایش‌اش در شعر بلند را از این که هست جدی‌تر بگیرد و ظرفیت‌های بالقوه‌ی خود را در این مسیر بالفعل کند. شاید همین ظرفیت منظومه‌وار در شعر او وجود نوعی روایت داستان‌گونه را در برخی اشعار رقم زده باشد که بارزترین جلوه‌اش در شعر "از قرار معلوم شده بودم" به چشم می‌خورد.

-4

یکی دیگر از ویژگی‌های تکنیکی شعر نگین‌تاج، بی‌اعتنایی او به حضور بینامتنیت در اشعارش است. بی‌اعتنایی‌ای که قدرت خاصی را در شعرش رقم می‌زند. به جز دو اشاره‌ی مستقیم به ورزشگاه ماراکانای برزیل و واقعه‌ی مربوط به آن و فیلم "موشت" روبر برسون که هر دو در شعر "تظاهر کنی به ایستادگی" آمده، در باقی اشعار کتابش اشاره به واقعه، شخصیت یا اثر هنری خاصی و درونمایه‌های مرتبط با آنها به چشم نمی‌خورد. ظاهرا این توقع هست که شعر بلند یا شعری که بالقوه ظرفیت منظومه شدن دارد سرشار از تلمیحات و اشارات و کنایات به چیزی بیرون از خودش باشد، ولی ویژگی قدرتمند شعر نگین‌تاج حذف این بینامتنیت است، بی‌آنکه بخواهد این فقدان را با تزریق عنصری تحمیلی بپوشاند.

5-

از آشوب اشیاء در شعر نگین‌تاج گفتیم. اما شعر او و بیشتر هم‌نسلانش اشیاء را در پرتو زیبایی‌شناسی انفعالی پیشتر ذکر شده می‌بیند. آیا با این وصف شعر آنها می‌تواند مصداق این تکه از فصل "شعر و اشیا" در کتاب "طلا در مس" باشد؟

"شاعر بر روی زمین ایستاده است و باید به وجود اشیا شهادت دهد. اگر او زمان خود را نبیند، به تاریخ خیانت کرده است و اگر محل و مکان و محیط خود را نبیند و قاضی گذشته و بیننده حال و پیشگوی آینده‌اش نباشد، خیانت کرده است. شاعر خون و شور می‌طلبد و عشق، از پستی و خواری نفرت می‌کند. اگر نماینده جلوه‌های زمان خود باشد، پس از آنکه از بین رفت، اشعارش او را زنده نگه می‌دارند. زیرا شعر، بیش از نوشته هر فیلسوف و عالم اجتماعی و منتقد، سندی تاریخی است درباره عصری ویژه." (رضا براهنی، کتاب زمان، چاپ سوم، ص 33)

برای خواندن بقیه مطالب اینجا را کلیک کنید:

پرونده ویژه شعر سوده نگین تاج:
به مناسبت انتشار «سپاسگزاری کرده ای از خودت آیا»

 

 

 

   

بازچاپ مطالب دوات ممنوع است؛ به مطالب دوات فقط می‌توانید لینک بدهید.

برگشت