/سايت رضا قاسمي/ الواح شيشه ای  /

نشريه ادبی



عادل بيابانگرد جوان

 

 

 

نام خود را به او بخشيد

                            خواهر ِ مرده اش

چرا که ديگر نامی نداشت مادر

دور که می شد پدر

پشت ِ خواب های برادرانش

نام ِ خواهر ِ مرده ای را يافت

که خواب ِ برادران ِ گمشده را می ديد

پدر درخشيد

مادر لبخند شد

دوردست ها

روشنی من بود.

صفحه‌ی نخست

داستان

شعر

مقاله

نمايشنامه

گفت و گو

طنز

مواد خام ادبی

درباره‌ی دوات

تماس
 

 

 

 

شعرهايی از دفتر لکنت

 

بازچاپ مطالب دوات ممنوع است؛ مگر آنکه به دوات لينک بدهيد.

برگشت